بسیاری تصور میکنند مدیران موفق بیشترین زمان خود را صرف حل مشکلات میکنند، اما واقعیت این است که مدیران اثربخش، بیشتر از حل مشکل، بر جلوگیری از تکرار آن تمرکز دارند.
۱. نگاه سیستمی به مسائل:
هنگامی که یک مشکل بارها تکرار میشود، مدیر حرفهای به جای سرزنش افراد، به دنبال یافتن نقص در فرآیندها و ساختارها میگردد.
۲. تعیین اولویتهای شفاف:
کارکنان زمانی عملکرد بهتری دارند که بدانند مهمترین اهداف سازمان چیست. ابهام در اولویتها، انرژی تیم را هدر میدهد.
۳. اعتمادسازی در تیم:
اعتماد، سرمایهای است که با دستور ایجاد نمیشود. صداقت در گفتار، پایبندی به وعدهها و رفتار منصفانه، پایههای اعتماد سازمانی را شکل میدهد.
۴. تصمیمگیری مبتنی بر داده:
مدیران موفق به جای اتکا به حدس و گمان، از اطلاعات، آمار و شاخصهای عملکردی برای تصمیمگیری استفاده میکنند.
۵. توانمندسازی کارکنان:
سازمانی رشد میکند که کارکنان آن فرصت یادگیری، تجربه و تصمیمگیری داشته باشند. تفویض اختیار هوشمندانه، یکی از نشانههای بلوغ مدیریتی است.
۶. نگاه بلندمدت به موفقیت:
برخی تصمیمها ممکن است در کوتاهمدت سودآور به نظر برسند، اما مدیران آیندهنگر تأثیر تصمیمات خود را بر اعتبار، منابع انسانی و پایداری کسبوکار نیز ارزیابی میکنند.
جمعبندی:
رهبران بزرگ به جای اینکه تنها به دنبال پاسخ باشند، سؤالهای درست مطرح میکنند؛ به جای تمرکز بر کنترل افراد، شرایطی فراهم میکنند که افراد بهترین عملکرد خود را ارائه دهند؛ و به جای ساختن یک کسبوکار موفق، سازمانی میسازند که بتواند در بلندمدت موفق باقی بماند.


