انسان قلب تپنده ی صنعت نگاهی نو به جايگاه مشاوره در سازمان های صنعتی وتوليدی

ما در دورانی زندگی میکنیم که تصور میکنیم صنعت یعنی ماشین آلات ونمودارهای سودو الگوریتم های پیچیده.
اما حقیقت ناگفته ای که اساتید علم مدیریت وجامعه شناسی در بررسی ها به آن رسیده این است صنعت، بیش از
آنکه یک ساختار فنی باشد، یک سازمان انسانی است. اگر امروز میبینیم بسیاری از صنایع با وجود تکنولوژیهای
پیشرفته درجا میزنند، دلیلش نادیده گرفتن همین انسان است. در این نوشتار، میخواهم از زاویه ای متفاوت نگاه
کنیم که چگونه مشاور عنصر مدیریت میتواند به جای بهینه سازی صرف ابزارها، به بهبود زیست انسانی در
صنعت کمک کند.
1-از مهندسی ماشین تا توانمندسازی انسان
مشاور مدیریتی که من به آن باور دارم، کسی نیست که وارد کارخانه شود و فقط به فکر کاهش هزینه ها یا سرعت
خط تولید باشد. چنین نگاهی، کارگر و کارمند را به یک پیچ ومهره تقلیل میدهد. نگاه انسان ساخت من این
است مشاور باید ابتدا ببیند آیا محیط کار، فضایی برای رشد ِ فردی فراهم میکند؟ وقتی ما به بهره وری از
نگاه انسانمحور نگاه میکنیم، میفهمیم که نظارت شدیدبرکار کارمندراضی وخالق، دهها برابر موثرتر از کارمندی
است که صرفا تحت فشار بازگرداندن معنا به کار باشد.
2-مشاور به مثابه تسهیلگر گفتگو
بزرگترین مشکل صنایع ما در حال حاضر شکاف ارتباطی است. مدیران در طبقات بالا تصمیم میگیرند.ونیروهای
عملیاتی بدون درک چرایی آن تصمیمات،را اجرا میکنند. این یعنی بیگانه شدن انسان با کارش نقش ما به عنوان
یک مشاور در اینجا، برقراری دیالوگ است..وهنر مشاوره در اینجا این است که صدای کارگر ساده را به مدیر
استراتژیست برساند و متقابالا صدا ونگاه مدیر را به بدنه تیم ملموس کند. بهبود واقعی زمانی رخ میدهد که همه
احساس کنند در سرنوشت سازمان سهیم هستند
3-فرهنگ زیرساختی که نادیده گرفته میشود
ما اغلب برای خرید دستگاه جدید میلیاردها تومان هزینه میکنیم، اما برای فرهنگ سازمانی مشاور مدیریت
انسان ساخت، کسی است که همان روح مجموعه است، بودجه های نداریم. مشاور مدیریت میداند در یک فضای
سمی، هیچ استراتژی پیاده نمیشود.مگر اینکه درکارفرهنگ اعتماد وامنیت روانی وتعامل برابر را جایگزین فرهنگ
سلسله مراتب خشک وترس کند. وقتی انسانها در محیط کار احساس امنیت کنند، نوآوری به صورت خودجوش
شکوفا میشود
4-تغییر برای انسان، نه برای رقابت بیرحمانه
تغییر همیشه دردناک است. وقتی از تکنولوژیهای جدید یا اتوماسیون حرف میزنیم، اولین ِ چیزی که در ذهن
کارکنان شکل میگیرد، ترس از بیکاری و حذف شدن است. رویکردما بعنوان مشاور مدیریت باید دراین زماندرک
آگانهانه از فناوری بعنوان ابزاری برای کاهش کارهای فرسایشی و افزایش خالقی تا انسانی باشد وهنر مشاور همراه
کردن انسانها با تغییراست .اگر نتوانیم به کارکنان نشان دهیم که این رویه به آنهابرای زندگیشان وارتقا آنها مهم است
دربهبود شکست خوردهایم.
سخن پایانی:
صنعت آینده از آن کسانی نیست که مدرنترین ماشینها را دارند؛ از آن کسانی است که عمیقترین ارتباطات انسانی
را در سازمانشان شکل میدهند. مشاوره مدیریت در نگاه ما بعنوان مشاوران نوگرا و نواندیش فرآیند انسانی سازی
است. ما در جستجوی سود هستیم، اما فراموش نمیکنیم که سود یک فرآیند فرعی ناشی ازعشق و درک متقابل
انسان هاست .
باید پذیرفت که صنعت بدون انسان تنها توده ای از آهن وآهن رباست هدف ما برگرداندن کرامت انسانی به قلب
جریان تولید است


