در بسیاری از سازمانها، فرآیند بودجهریزی به یک آیین سالانه تبدیل شده است؛ مدیران ساعتها درباره اعداد و ارقام مذاکره میکنند، بودجه تصویب میشود و همه تصور میکنند مسیر سال آینده مشخص شده است. اما مشکل اینجاست که بازار منتظر نمیماند.
افزایش یا کاهش تقاضا، تغییر نرخ ارز، ظهور فناوریهای جدید، تغییر رفتار مشتریان و اقدامات رقبا میتوانند ظرف چند ماه شرایط را بهکلی دگرگون کنند. در چنین شرایطی، پایبندی به بودجهای که بر مبنای فرضیات سال گذشته تنظیم شده، نهتنها کمکی به سازمان نمیکند بلکه میتواند اجرای استراتژی را با مشکل مواجه کند.
مککینزی معتقد است شرکتهای برتر جهان دیگر بودجه را صرفاً ابزاری برای کنترل هزینهها نمیدانند؛ بلکه آن را به ابزاری برای تخصیص هوشمند منابع و اجرای استراتژی تبدیل کردهاند.
افزایش یا کاهش تقاضا، تغییر نرخ ارز، ظهور فناوریهای جدید، تغییر رفتار مشتریان و اقدامات رقبا میتوانند ظرف چند ماه شرایط را بهکلی دگرگون کنند. در چنین شرایطی، پایبندی به بودجهای که بر مبنای فرضیات سال گذشته تنظیم شده، نهتنها کمکی به سازمان نمیکند بلکه میتواند اجرای استراتژی را با مشکل مواجه کند.
مککینزی معتقد است شرکتهای برتر جهان دیگر بودجه را صرفاً ابزاری برای کنترل هزینهها نمیدانند؛ بلکه آن را به ابزاری برای تخصیص هوشمند منابع و اجرای استراتژی تبدیل کردهاند.
اول؛ استراتژی باید بودجه را تعیین کند:
در بسیاری از شرکتها، بودجه جدید از روی اعداد سال قبل تنظیم میشود؛ یعنی هر واحد سازمانی بودجه سال گذشته خود را مبنا قرار میدهد و درصدی افزایش یا کاهش میگیرد.
اما شرکتهای موفق ابتدا به این سؤال پاسخ میدهند:
اما شرکتهای موفق ابتدا به این سؤال پاسخ میدهند:
«رشد آینده ما از کجا خواهد آمد؟»
سپس منابع مالی را به حوزههایی اختصاص میدهند که بیشترین ظرفیت خلق ارزش را دارند؛ حتی اگر این تصمیم به کاهش بودجه برخی واحدهای سنتی منجر شود.
سپس منابع مالی را به حوزههایی اختصاص میدهند که بیشترین ظرفیت خلق ارزش را دارند؛ حتی اگر این تصمیم به کاهش بودجه برخی واحدهای سنتی منجر شود.
دوم؛ سرمایه باید دائماً جابهجا شود:
در گذشته تصور میشد بودجه یک سند ثابت برای ۱۲ ماه است. اما امروز شرکتهای موفق بهصورت مستمر عملکرد پروژهها را بررسی میکنند.اگر پروژهای بازدهی مورد انتظار را نداشته باشد، منابع آن به فرصتهای سودآورتر منتقل میشود.برخی از شرکتهای پیشرو هر سال بین ۱۰ تا ۲۰ درصد منابع خود را به حوزههای جدید و پربازده منتقل میکنند.
سوم؛ برای چند آینده مختلف آماده باشید
بزرگترین اشتباه مدیران این است که فقط یک سناریو را مبنای برنامهریزی قرار دهند.
امروزه سازمانهای موفق برای شرایط مختلف برنامه دارند:
- اگر اقتصاد رشد کند چه میکنیم؟
- اگر رکود ایجاد شود چه؟
- اگر فناوری جدیدی بازار را متحول کند چه تصمیمی خواهیم گرفت؟
این رویکرد باعث میشود شرکتها در زمان بحران غافلگیر نشوند.
چهارم؛ هوش مصنوعی جایگزین حدس و گمان میشود:
مدیران مالی در گذشته بیشتر زمان خود را صرف تهیه گزارشهای گذشته میکردند.
اکنون با استفاده از هوش مصنوعی و تحلیل دادهها، سازمانها میتوانند روندهای آینده را پیشبینی کنند، سناریوهای مختلف را شبیهسازی کنند و تصمیمات دقیقتری بگیرند.
پیام اصلی گزارش مککینزی این است که در اقتصاد امروز، مزیت رقابتی تنها در داشتن سرمایه بیشتر نیست؛ بلکه در توانایی جابهجایی سریع و هوشمندانه منابع به سمت فرصتهای جدید است.
شرکتهایی که بودجه را به یک ابزار پویا و استراتژیک تبدیل میکنند، میتوانند نوسانات بازار را به فرصت رشد تبدیل کنند؛ در حالی که شرکتهای پایبند به بودجههای سنتی، اغلب مجبور میشوند با تأخیر به تغییرات واکنش نشان دهند.
اکنون با استفاده از هوش مصنوعی و تحلیل دادهها، سازمانها میتوانند روندهای آینده را پیشبینی کنند، سناریوهای مختلف را شبیهسازی کنند و تصمیمات دقیقتری بگیرند.
پیام اصلی گزارش مککینزی این است که در اقتصاد امروز، مزیت رقابتی تنها در داشتن سرمایه بیشتر نیست؛ بلکه در توانایی جابهجایی سریع و هوشمندانه منابع به سمت فرصتهای جدید است.
شرکتهایی که بودجه را به یک ابزار پویا و استراتژیک تبدیل میکنند، میتوانند نوسانات بازار را به فرصت رشد تبدیل کنند؛ در حالی که شرکتهای پایبند به بودجههای سنتی، اغلب مجبور میشوند با تأخیر به تغییرات واکنش نشان دهند.
منبع: McKinsey & Company


