بسیاری از مذاکرات مهم زمانی به بنبست میرسند که یکی از طرفین تصور میکند هیچ گزینه جایگزینی ندارد. اما واقعیت این است که در اغلب مذاکرات، محدودیت ذهنی از محدودیت واقعی بزرگتر است و میتوان با نگاه خلاقانه، اهرمهای جدیدی ایجاد کرد.
گزینههای کوچک هم مهماند
در مذاکرات، همیشه لازم نیست یک جایگزین کامل وجود داشته باشد. حتی گزینههای محدود و ناقص هم میتوانند وابستگی به طرف مقابل را کمتر و قدرت چانهزنی را بیشتر کنند.
قدرت معمولا یکطرفه نیست
حتی اگر یک طرف قدرتمندتر به نظر برسد، معمولا او هم به ادامه همکاری نیاز دارد. شناخت این وابستگی متقابل، میتواند توازن مذاکره را تغییر دهد.
زمان خریدن هم یک استراتژی است
گاهی بهجای رد مستقیم یا پذیرش فوری، میتوان با حفظ روند همکاری و به تعویق انداختن تصمیم نهایی، فضای مذاکره را مدیریت کرد و فرصت بیشتری برای تغییر شرایط به دست آورد.
اهرم فقط در متن قرارداد نیست
استفاده از روابط سازمانی، شناخت منافع پنهان طرف مقابل و ایجاد فشار غیرمستقیم، میتواند موقعیت مذاکره را تقویت کند؛ حتی زمانی که گزینه جایگزین روشنی وجود ندارد.
هشدار بهتر از تهدید است
بیان محدودیتها با ادبیاتی آرام و حرفهای، بهجای تهدید مستقیم، احتمال ادامه گفتوگو و رسیدن به توافق را بیشتر میکند.
عدالت، یک ابزار قدرتمند
در بسیاری از مذاکرات، استدلال مبتنی بر انصاف و عدالت میتواند تاثیر بیشتری از فشار و قدرت داشته باشد و طرف مقابل را به انعطاف وادار کند.
جمعبندی
مهارت واقعی در مذاکره فقط داشتن «پلن B» نیست؛ بلکه توانایی بازطراحی شرایط، کاهش وابستگی و خلق مسیرهای جدید برای رسیدن به توافق است.
منبع: HBR


