8 مرداد 1405

يادداشت هاي در باب مشاوره مديريت در پهنه صنعت وتوليد بخش دوم

بخش دوم
اضافه کردن ارزش با انتقال دانش در مشاوره مديريت

مشاوره مديريت چه به‌عنوان يک حرفه تمام‌وقت يا يک خدمت موقت، مي‌تواند به‌عنوان انتقال دانش موردنياز به مشتريان توصيف شود. براي ارائه ارزش‌افزوده به مشتريان مذکور، اين دانش مديريت بايد به مشتريان کمک کند تا در هدايت و توسعه کسب‌وکار، مديريت دولتي يا سازمان‌هاي غيرانتفاعي مؤثرتر باشند.
بنابراين، ماهيت اصلي مشاوره ايجاد، انتقال، اشتراک‌گذاري و به‌کارگيري دانش مديريت کسب‌وکار است. پيتر دراکر مي‌نويسد: «آنچه براي مديريت منحصربه‌فرد است، اين‌که از همان ابتدا مشاور نقش کليدي در بهبود عملکرد، دانش و حرفه مديريت ايفا مي‌کند. 5 اصطلاح دانش، در اينجا و در بسياري از نوشته‌هاي مربوطه تحت عنوان مديريت دانش استفاده مي‌شود، شامل تجربه، تخصص، مهارت‌ها، دانش عملي و شايستگي علاوه بر دانش نظري است. بنابراين، انتقال دانش نه‌تنها به دانش و درک حقايق و واقعيت‌ها، بلکه به رويکردها، روش‌ها و قابليت‌هاي موردنياز براي کاربرد مؤثر مديريت دانش در محيط‌هاي اقتصادي، تجاري، نهادي، فرهنگي، اداري يا سازماني مربوط مي‌شود.

مشاوران مديريت مي‌توانند نقش خود را در انتقال دانش به عهده بگيرند، زيرا آن‌ها بامطالعه و تجربه عملي در مديريت دانش، از روش‌هاي مؤثر عملي در موقعيت‌هاي مختلف مديريتي را انباشته کرده‌اند. آن‌ها ياد گرفته‌اند که چگونه روندهاي کلي را تشخيص داده و تغييرات محيطي را درک کنند، علل مشترک مشکلات را با احتمال قابل‌قبول براي يافتن راه‌حل‌هاي مناسب شناسايي کنند و فرصت‌هاي جديد را ديده و از آن‌ها استفاده کنند.
واضح است که مشاوران مديريت نمي‌توانند چنين قابليت‌هايي را تنها بامطالعه نظري به دست آورند، اگرچه همچنان دانش جديد مديريت، منبع ضروري در طول تمام اين حرفه است و آن‌ها از تجربيات همکاران خود و از دانش انباشته شرکت مشاوره ياد مي‌گيرند. بااين‌حال، تجربه و دانش مربوط به مديريت و شيوه‌هاي تجاري عمدتاً از کار اجرايي با مشتريان آن حاصل مي‌شود. “هر مشاوري مي‌داند که مشتريانش معلمان او هستند و او بادانش آن‌ها زندگي مي‌کند، مشاور بيشتر نمي‌داند و اما او بيشتر ديده است.” 6 بنابراين، انتقال دانش يک فرايند دوطرفه است؛ در ارتقاء دانش و ظرفيت مشتريان آن در عمل به‌طور مؤثرتر مشاوران از آن‌ها ياد مي‌گيرند و با افزايش دانش مديريت به مشتريان آن، پيشنهادهايي براي زمان حال و آينده و به‌طور مؤثرتر، براي مواجهه با موقعيت‌ها و مسائل جديد ارائه مي‌کنند.
زمينه‌هاي دانشي که توسط مشاوره مديريت به دو بعد مهم مشتريان سازماني مربوط مي‌شود:

  •  بعد فني، که مربوط به ماهيت فرآيندهاي مديريت کسب‌وکار و مشکلاتي است که مشتري با آن مواجه است و روشي که از طريق آن مي‌تواند اين مشکلات را تحليل و حل کند.
  •    بعد انساني، يعني روابط بين پرسنل در سازمان مشتري، احساسات افراد نسبت به مشکل موجود و علاقه آن‌ها به بهبود وضعيت کنوني و رابطه بين مشاور و مشتري (مدير) مربوط است.

به دلايل روش‌شناختي، به‌طور جداگانه به اين دو بعد مي‌پردازد. در زندگي واقعي آن دو بعد از هم جدا نيستند، مسائل فني و انساني مديريت کسب‌وکار هميشه درهم‌تنيده شده‌اند. در مشاوره، آگاهي از مشکلات اين دو بعد در سازمان‌ها ضروري است، اما صرف آگاهي کافي نيست و در حالت ايده آل، مشاور بايد رويکردها و روش‌هايي را انتخاب کند که هر دو مسائل فني و انساني درگير را آشکار کرده و به درک آن‌ها کمک مي‌کند و به مدير کمک مي‌کند تا به هر دوي آن‌ها توجه کند. بااين‌حال، در عمل، بسياري از مشاوران بيشتر به يک بعد آن در سازمان توجه دارند.
در اين راستا حتي مي‌توان دو نوع مشاوره را تشخيص داد. نوع اول عمدتاً فني است. اين نوع همانند تکنسين‌هايي هستند که در ارائه مشاوره در مورد فرآيندهاي تجاري، استراتژي‌ها، ساختارها، سيستم‌ها، فناوري، تخصيص و استفاده از منابع و موضوعات مشابه به‌صورت ملموس، قابل‌سنجش و اندازه گيري در زمينه‌هايي مانند توليد، مالي و حسابداري مهارت دارند. پيشينه علمي اين مشاوران ممکن است در فناوري، مهندسي صنايع، علوم کامپيوتر، آمار، رياضيات، تحقيق عمليات، اقتصاد بازرگاني، حسابداري يا ساير زمينه‌ها باشد. چنين مشاوراني تمايل دارند، مشکلات مشتري (مديران) را عمدتاً به‌عنوان مشکلات فني و سيستمي تلقي کنند، به‌عنوان مثال مديران به سيستم کنترل هزينه، آگاهي از نيازها و شکايات مشتريان، پيمانکاران قابل اعتماد، استراتژي پنج سال آينده نياز دارند. بنابراين، مطالعه امکان‌سنجي براي ادغام رويکرد نوع دوم جنبه انساني در سازمان‌ها تمرکز دارد.

مقالات مرتبط

يادداشت های در باب مشاوره مديريت در پهنه صنعت وتوليد

يادداشت سوم نگاهی به چيستی وچرایی مشاوره مديريت تهيه وتنظيم امير شهسوار…

7 مرداد 1405

 هوش مصنوعی تصمیم‌های اشتباه را اصلاح نمی‌کند

 هوش مصنوعی تصمیم‌های اشتباه را اصلاح نمی‌کند فقط آن‌ها را سریع‌تر و…

7 مرداد 1405

اقتصاد شادزیستی

اقتصاد شادزیستی؛ مزیت رقابتی جدید کسب‌وکارها در عصر هوش مصنوعی اقتصاد شادزیستی…

6 مرداد 1405

هر قانون‌شکنی، فقط تخلف نیست

هر قانون‌شکنی فقط تخلف نیست؛ یک هشدار برای سیستم است بسیاری از…

4 مرداد 1405

دیدگاهتان را بنویسید

پانزده + نوزده =

بخش دوم
اضافه کردن ارزش با انتقال دانش در مشاوره مديريت

مشاوره مديريت چه به‌عنوان يک حرفه تمام‌وقت يا يک خدمت موقت، مي‌تواند به‌عنوان انتقال دانش موردنياز به مشتريان توصيف شود. براي ارائه ارزش‌افزوده به مشتريان مذکور، اين دانش مديريت بايد به مشتريان کمک کند تا در هدايت و توسعه کسب‌وکار، مديريت دولتي يا سازمان‌هاي غيرانتفاعي مؤثرتر باشند.
بنابراين، ماهيت اصلي مشاوره ايجاد، انتقال، اشتراک‌گذاري و به‌کارگيري دانش مديريت کسب‌وکار است. پيتر دراکر مي‌نويسد: «آنچه براي مديريت منحصربه‌فرد است، اين‌که از همان ابتدا مشاور نقش کليدي در بهبود عملکرد، دانش و حرفه مديريت ايفا مي‌کند. 5 اصطلاح دانش، در اينجا و در بسياري از نوشته‌هاي مربوطه تحت عنوان مديريت دانش استفاده مي‌شود، شامل تجربه، تخصص، مهارت‌ها، دانش عملي و شايستگي علاوه بر دانش نظري است. بنابراين، انتقال دانش نه‌تنها به دانش و درک حقايق و واقعيت‌ها، بلکه به رويکردها، روش‌ها و قابليت‌هاي موردنياز براي کاربرد مؤثر مديريت دانش در محيط‌هاي اقتصادي، تجاري، نهادي، فرهنگي، اداري يا سازماني مربوط مي‌شود.

مشاوران مديريت مي‌توانند نقش خود را در انتقال دانش به عهده بگيرند، زيرا آن‌ها بامطالعه و تجربه عملي در مديريت دانش، از روش‌هاي مؤثر عملي در موقعيت‌هاي مختلف مديريتي را انباشته کرده‌اند. آن‌ها ياد گرفته‌اند که چگونه روندهاي کلي را تشخيص داده و تغييرات محيطي را درک کنند، علل مشترک مشکلات را با احتمال قابل‌قبول براي يافتن راه‌حل‌هاي مناسب شناسايي کنند و فرصت‌هاي جديد را ديده و از آن‌ها استفاده کنند.
واضح است که مشاوران مديريت نمي‌توانند چنين قابليت‌هايي را تنها بامطالعه نظري به دست آورند، اگرچه همچنان دانش جديد مديريت، منبع ضروري در طول تمام اين حرفه است و آن‌ها از تجربيات همکاران خود و از دانش انباشته شرکت مشاوره ياد مي‌گيرند. بااين‌حال، تجربه و دانش مربوط به مديريت و شيوه‌هاي تجاري عمدتاً از کار اجرايي با مشتريان آن حاصل مي‌شود. “هر مشاوري مي‌داند که مشتريانش معلمان او هستند و او بادانش آن‌ها زندگي مي‌کند، مشاور بيشتر نمي‌داند و اما او بيشتر ديده است.” 6 بنابراين، انتقال دانش يک فرايند دوطرفه است؛ در ارتقاء دانش و ظرفيت مشتريان آن در عمل به‌طور مؤثرتر مشاوران از آن‌ها ياد مي‌گيرند و با افزايش دانش مديريت به مشتريان آن، پيشنهادهايي براي زمان حال و آينده و به‌طور مؤثرتر، براي مواجهه با موقعيت‌ها و مسائل جديد ارائه مي‌کنند.
زمينه‌هاي دانشي که توسط مشاوره مديريت به دو بعد مهم مشتريان سازماني مربوط مي‌شود:

  •  بعد فني، که مربوط به ماهيت فرآيندهاي مديريت کسب‌وکار و مشکلاتي است که مشتري با آن مواجه است و روشي که از طريق آن مي‌تواند اين مشکلات را تحليل و حل کند.
  •    بعد انساني، يعني روابط بين پرسنل در سازمان مشتري، احساسات افراد نسبت به مشکل موجود و علاقه آن‌ها به بهبود وضعيت کنوني و رابطه بين مشاور و مشتري (مدير) مربوط است.

به دلايل روش‌شناختي، به‌طور جداگانه به اين دو بعد مي‌پردازد. در زندگي واقعي آن دو بعد از هم جدا نيستند، مسائل فني و انساني مديريت کسب‌وکار هميشه درهم‌تنيده شده‌اند. در مشاوره، آگاهي از مشکلات اين دو بعد در سازمان‌ها ضروري است، اما صرف آگاهي کافي نيست و در حالت ايده آل، مشاور بايد رويکردها و روش‌هايي را انتخاب کند که هر دو مسائل فني و انساني درگير را آشکار کرده و به درک آن‌ها کمک مي‌کند و به مدير کمک مي‌کند تا به هر دوي آن‌ها توجه کند. بااين‌حال، در عمل، بسياري از مشاوران بيشتر به يک بعد آن در سازمان توجه دارند.
در اين راستا حتي مي‌توان دو نوع مشاوره را تشخيص داد. نوع اول عمدتاً فني است. اين نوع همانند تکنسين‌هايي هستند که در ارائه مشاوره در مورد فرآيندهاي تجاري، استراتژي‌ها، ساختارها، سيستم‌ها، فناوري، تخصيص و استفاده از منابع و موضوعات مشابه به‌صورت ملموس، قابل‌سنجش و اندازه گيري در زمينه‌هايي مانند توليد، مالي و حسابداري مهارت دارند. پيشينه علمي اين مشاوران ممکن است در فناوري، مهندسي صنايع، علوم کامپيوتر، آمار، رياضيات، تحقيق عمليات، اقتصاد بازرگاني، حسابداري يا ساير زمينه‌ها باشد. چنين مشاوراني تمايل دارند، مشکلات مشتري (مديران) را عمدتاً به‌عنوان مشکلات فني و سيستمي تلقي کنند، به‌عنوان مثال مديران به سيستم کنترل هزينه، آگاهي از نيازها و شکايات مشتريان، پيمانکاران قابل اعتماد، استراتژي پنج سال آينده نياز دارند. بنابراين، مطالعه امکان‌سنجي براي ادغام رويکرد نوع دوم جنبه انساني در سازمان‌ها تمرکز دارد.