از ذهن استراتژیست تا سازمان استراتژیست
با وجود برگزاری دورههای متعدد مدیریت و استراتژی، بسیاری از سازمانها همچنان از ضعف «تفکر استراتژیک» رنج میبرند. کارشناسان معتقدند دلیل اصلی این موضوع، تمرکز بر آموزش ابزارها بهجای پرورش شیوه تفکر است.
تفکر استراتژیک چیست؟
تفکر استراتژیک تنها برنامهریزی نیست؛ بلکه توانایی پیشبینی تغییرات، پرسشگری، خلق سناریوهای جدید و تصمیمگیری در شرایط ابهام است؛ قابلیتی که باید در همه سطوح سازمان جریان داشته باشد.
سه دلیل اصلی ناکامی آموزشهای مدیریتی:
تفکر استراتژیک با برنامهریزی استراتژیک اشتباه گرفته میشود و آموزشها بیشتر بر ابزارهایی مانند SWOT و مدلهای تحلیلی متمرکز هستند.
تفکر استراتژیک بهعنوان مهارتی فردی دیده میشود، درحالیکه بدون فرهنگ، ساختار و فرآیندهای حمایتی در سازمان، این توانایی به نتیجه نمیرسد.
مدیران بهجای یادگیری تصمیمگیری در شرایط ابهام، آموزش میبینند که ابهام را حذف کنند؛ در نتیجه هنگام مواجهه با بحرانها، به راهکارهای تکراری و گذشته متوسل میشوند.
چرخه تفکر استراتژیک
پایش محیط و شناسایی فرصتها و تهدیدها
پرسشگری و به چالش کشیدن فرضیات
مفهومسازی و طراحی سناریوهای جدید
آزمون ایدهها و اصلاح مسیر بر اساس بازخوردها
راهکارهای پیشنهادی
بازطراحی دورههای آموزشی با تمرکز بر خلاقیت، سنتز اطلاعات و تصمیمگیری در شرایط پیچیده
نهادینهکردن گفتوگوهای استراتژیک در همه سطوح سازمان
اصلاح نظام ارزیابی و پاداش با تأکید بر یادگیری، نوآوری و کیفیت تصمیمگیری
ایجاد نقش «تسهیلگر تفکر استراتژیک» برای هدایت گفتوگوها و تقویت فرهنگ یادگیری
جمعبندی
تفکر استراتژیک یک مهارت فردی صرف نیست؛ بلکه باید به یک ظرفیت سازمانی تبدیل شود تا سازمانها بتوانند در محیط پرابهام امروز، تصمیمهای هوشمندانهتر و رقابتیتری بگیرند.
منبع روزنامه دنیای اقتصاد


