دورکاری؛ تهدیدی پنهان برای نسل تازهوارد بازار کار؟
یک پژوهش جدید در Harvard Business Review نشان میدهد که گسترش دورکاری، اگرچه برای بسیاری از کارکنان یک مزیت بزرگ است، اما ممکن است فرصتهای یادگیری و رشد را برای افراد در ابتدای مسیر شغلی محدود کند.
مسئله چیست؟
یک نیروی تازهکار فقط برای انجام وظایف استخدام نمیشود؛ او در محیط کار از طریق مشاهده، ارتباط با همکاران، بازخورد گرفتن و یادگیریهای غیررسمی، بهتدریج حرفهای میشود.
بخش مهمی از این یادگیریها معمولاً در محیط حضوری اتفاق میافتد؛ چیزهایی که در جلسه رسمی آموزش داده نمیشوند اما برای ساختن تجربه و قضاوت حرفهای حیاتیاند.
اما در محیطهای کاملاً دورکار، این فرصتهای «یادگیری در حین کار» کمتر میشوند.
از طرف دیگر، وقتی یک شرکت برای یک موقعیت ریموت بین یک فرد تازهکار و یک فرد باتجربه انتخاب میکند، ممکن است گزینه باتجربه جذابتر باشد؛ چون سازمان برای آموزش و رشد فرد تازهکار باید هزینه و زمان بیشتری صرف کند.
نتیجه میتواند یک چرخهی نگرانکننده باشد:
دورکاری بیشتر -> فرصت یادگیری غیررسمی کمتر -> تجربهسازی دشوارتر برای جوانترها -> ترجیح نیروهای باتجربهتر در استخدام -> فرصتهای کمتر برای ورود نسل جدید
نکته مهم: مسئله لزوماً «بد بودن دورکاری» نیست؛ مسئله این است که مدلهای کاری جدید باید برای رشد نیروهای کمتجربه هم طراحی شوند.
سازمانها باید عمداً فرصتهایی برای:
- منتورینگ
- ارتباط با مدیران و همکاران
- یادگیری مشاهدهای
- دریافت بازخورد
- و مشارکت در پروژههای واقعی ایجاد کنند؛ حتی اگر بخش عمده کار از راه دور انجام شود.
حرف آخر:
دورکاری ممکن است برای یک نیروی باتجربه آزادی و بهرهوری بیشتری ایجاد کند؛ اما برای کسی که تازه وارد بازار کار شده، «نبودن در اتاق» ممکن است به معنای «نبودن در بسیاری از فرصتهای یادگیری» باشد.
منبع: Harvard Business Review


