22 مهر 1405
وقتی تعلق سازمانی به مرزبندی تبدیل می‌شود.

وقتی تعلق سازمانی به مرزبندی تبدیل می‌شود.

وقتی تعلق سازمانی به مرزبندی تبدیل می‌شود.

انسان‌ها به‌سرعت با گروه‌هایی که به آن‌ها تعلق دارند، احساس همبستگی پیدا می‌کنند؛ حتی اگر مبنای این دسته‌بندی کاملاً تصادفی باشد. این گرایش که در روان‌شناسی اجتماعی با عنوان «اثر گروه حداقلی» شناخته می‌شود، در محیط کار نیز خود را نشان می‌دهد؛ جایی که کارکنان به‌سرعت هویت خود را با تیم یا واحد محل فعالیتشان تعریف می‌کنند.

وفاداری به تیم؛ فرصت یا تهدید؟

احساس تعلق به یک تیم می‌تواند همکاری درون‌گروهی را تقویت کند، اما اگر بیش از حد پررنگ شود، به مانعی برای همکاری میان واحدهای سازمان تبدیل خواهد شد. در چنین شرایطی، سرزنش سایر بخش‌ها، رقابت بر سر بودجه و پنهان نگه‌داشتن اطلاعات جای همکاری و هم‌افزایی را می‌گیرد. حتی ممکن است کارکنان به‌جای اهداف کلان سازمان، صرفاً منافع واحد خود را در نظر بگیرند.

چگونه می‌توان مرزهای درون‌سازمانی را کمرنگ کرد؟

مدیران باید میان تقویت هویت تیمی و ایجاد احساس تعلق به کل سازمان تعادل برقرار کنند. برای تحقق این هدف می‌توان چند اقدام را در دستور کار قرار داد:

  •  پروژه‌های مشترک: ایجاد فرصت همکاری میان کارکنان واحدهای مختلف.
  •  ارتباطات بین‌بخشی: برگزاری برنامه‌های اجتماعی و فراهم‌کردن زمینه تعامل بیشتر میان تیم‌ها.
  •  تبیین اهداف کلان: توضیح روشن این موضوع که عملکرد هر واحد چگونه به موفقیت کل سازمان کمک می‌کند.
  •  تقویت هویت مشترک: تأکید بر اهداف و ارزش‌هایی که همه کارکنان را فراتر از مرزهای واحدی به یکدیگر پیوند می‌دهد.

کارکنان به‌طور طبیعی به نزدیک‌ترین هم‌تیمی‌های خود احساس تعلق دارند؛ اما این مدیران هستند که باید زمینه شکل‌گیری یک هویت مشترک سازمانی را فراهم کنند. سازمان موفق، فقط مجموعه‌ای از تیم‌های کارآمد نیست؛ بلکه شبکه‌ای از تیم‌هایی است که برای تحقق هدفی مشترک همکاری می‌کنند.

منبع: اکونومیست

دیدگاهتان را بنویسید

5 × یک =

بحران مشارکت پایین در تیم‌های کاری

بحران مشارکت پایین در تیم‌های کاری؛ ۴ علت و راهکارهای افزایش مشارکت…

20 مهر 1405

سه عامل اصلی اضطراب شغلی و راهکارهای کاهش استرس در محیط کار

سه عامل اصلی استرس شغلی؛ ابهام در نقش، تعارض نقش و فشار…

19 مهر 1405

استراتژی دیگر نقشه راه نیست؛ توانایی تغییر مسیر است.

استراتژی دیگر نقشه راه نیست؛ توانایی تغییر مسیر است. در دنیای امروز،…

17 مهر 1405

پاداش نقدی و نوآوری در سازمان

چرا پاداش نقدی همیشه به ایده‌های بهتر منجر نمی‌شود؟ بسیاری از شرکت‌ها…

16 مهر 1405

وقتی تعلق سازمانی به مرزبندی تبدیل می‌شود.

انسان‌ها به‌سرعت با گروه‌هایی که به آن‌ها تعلق دارند، احساس همبستگی پیدا می‌کنند؛ حتی اگر مبنای این دسته‌بندی کاملاً تصادفی باشد. این گرایش که در روان‌شناسی اجتماعی با عنوان «اثر گروه حداقلی» شناخته می‌شود، در محیط کار نیز خود را نشان می‌دهد؛ جایی که کارکنان به‌سرعت هویت خود را با تیم یا واحد محل فعالیتشان تعریف می‌کنند.

وفاداری به تیم؛ فرصت یا تهدید؟

احساس تعلق به یک تیم می‌تواند همکاری درون‌گروهی را تقویت کند، اما اگر بیش از حد پررنگ شود، به مانعی برای همکاری میان واحدهای سازمان تبدیل خواهد شد. در چنین شرایطی، سرزنش سایر بخش‌ها، رقابت بر سر بودجه و پنهان نگه‌داشتن اطلاعات جای همکاری و هم‌افزایی را می‌گیرد. حتی ممکن است کارکنان به‌جای اهداف کلان سازمان، صرفاً منافع واحد خود را در نظر بگیرند.

چگونه می‌توان مرزهای درون‌سازمانی را کمرنگ کرد؟

مدیران باید میان تقویت هویت تیمی و ایجاد احساس تعلق به کل سازمان تعادل برقرار کنند. برای تحقق این هدف می‌توان چند اقدام را در دستور کار قرار داد:

  •  پروژه‌های مشترک: ایجاد فرصت همکاری میان کارکنان واحدهای مختلف.
  •  ارتباطات بین‌بخشی: برگزاری برنامه‌های اجتماعی و فراهم‌کردن زمینه تعامل بیشتر میان تیم‌ها.
  •  تبیین اهداف کلان: توضیح روشن این موضوع که عملکرد هر واحد چگونه به موفقیت کل سازمان کمک می‌کند.
  •  تقویت هویت مشترک: تأکید بر اهداف و ارزش‌هایی که همه کارکنان را فراتر از مرزهای واحدی به یکدیگر پیوند می‌دهد.

کارکنان به‌طور طبیعی به نزدیک‌ترین هم‌تیمی‌های خود احساس تعلق دارند؛ اما این مدیران هستند که باید زمینه شکل‌گیری یک هویت مشترک سازمانی را فراهم کنند. سازمان موفق، فقط مجموعه‌ای از تیم‌های کارآمد نیست؛ بلکه شبکه‌ای از تیم‌هایی است که برای تحقق هدفی مشترک همکاری می‌کنند.

منبع: اکونومیست