معماری حقوق تصمیمگیری در سازمانهای امروز
یکی از چالشهای سازمانها، کمبود اطلاعات نیست؛ بلکه مشخص نبودن این موضوع است که چه کسی حق تصمیمگیری دارد و در برابر نتیجه آن پاسخگوست. در چنین شرایطی، بسیاری از تصمیمها به مدیرعامل ارجاع میشوند و او به گلوگاه تصمیمگیری سازمان تبدیل میشود.
چگونه حقوق تصمیمگیری را شفاف کنیم؟
برای هر تصمیم مهم و پرتکرار، باید پنج موضوع مشخص شود:
- تصمیمگیرنده نهایی چه کسی است؟
- چه افرادی باید مورد مشورت قرار گیرند؟
- مسئول اجرای تصمیم کیست؟
- نتیجه با چه شاخصی ارزیابی میشود؟
- در چه شرایطی تصمیم باید به سطح بالاتر ارجاع شود؟
تعیین حدود اختیار؛ متناسب با ریسک و مسئولیت
- اختیارات مدیران نباید صرفاً بر اساس جایگاه سازمانی تعیین شود؛ بلکه ریسک، اثر مالی، اهمیت راهبردی و امکان بازگشت از تصمیم نیز باید در نظر گرفته شود.
- برای مثال، اگر مدیر فروش مسئول تحقق اهداف فروش است، باید اختیار متناسبی در قیمتگذاری، تخفیف و حل مسائل مشتریان داشته باشد. پاسخگویی بدون اختیار کافی، اثربخشی مدیران را کاهش میدهد.
تمرکز یا تفویض اختیار؟
تمرکز بیش از حد، سرعت تصمیمگیری را کاهش میدهد و واگذاری اختیار بدون قواعد مشترک، میتواند به ناهماهنگی میان واحدها منجر شود. راهکار، طراحی مرز روشنی میان تصمیمهای متمرکز، تصمیمهای قابل واگذاری و تصمیمهای مشترک است.
نکته مدیریتی!
مدیرعامل نباید تصمیمگیرنده همه امور باشد؛ بلکه باید معمار نظام تصمیمگیری سازمان باشد. سازمان بالغ میداند هر تصمیم در چه سطحی باید گرفته شود، چه کسی مسئول اجرای آن است و چه کسی پاسخگوی نتیجه خواهد بود.
منبع: دنیای اقتصاد

