۵ معیار برای تصمیمگیری درباره همکاری یا رقابت در بازارهای متحول
چرا رقبا باید در یک مسیر بتازند؟
در بازارهای پیچیده و بهویژه در اکوسیستمهای فناوری، هیچ شرکتی نمیتواند همه منابع و زیرساختهای موردنیاز خود را بهتنهایی تأمین کند. ازاینرو، حتی رقبای مستقیم نیز گاهی برای توسعه فناوری، ایجاد استانداردهای مشترک و کاهش ریسک، به همکاری روی میآورند.
اصل کلیدی: در زیرساختها همکاری کنید و در ارزشآفرینی برای مشتری رقابت کنید.
همکاری در بخشهایی مانند زیرساخت، استانداردها و دستورالعملهای ایمنی میتواند به رشد کل بازار کمک کند؛ اما شرکتها باید در حوزههایی مانند برند، داده، تجربه مشتری و مدل کسبوکار، مزیت رقابتی خود را حفظ کنند.
سه خطای رایج در همکاریهای استراتژیک:
- نگاه صفر و یکی به همکاری و نادیده گرفتن طیف متنوع مشارکتها
- فرض اینکه منافع مشترک بهتنهایی برای موفقیت همکاری کافی است
- تکیه بر الگوهای سنتی و غفلت از شکلهای جدید و غیررسمی مشارکت
۵ معیار کلیدی برای تعیین مرز همکاری و رقابت
- ساختار بازار: آیا بازار به سمت انحصار حرکت میکند یا امکان حضور و رشد بازیگران متعدد وجود دارد؟
- مرحله بلوغ فناوری: در مراحل اولیه، همکاری به گسترش و پذیرش فناوری کمک میکند؛ با بلوغ آن، رقابت و تمایز اهمیت بیشتری مییابد.
- جایگاه فناوری: زیرساختها و لایههای پایه ظرفیت بیشتری برای همکاری دارند؛ در لایه کاربردها و محصولات، تمایز رقابتی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
- شدت رقابت: هرچه رقابت شدیدتر باشد، اعتمادسازی و همراستا کردن منافع برای همکاری دشوارتر میشود.
- پذیرش اجتماعی و مقررات: همکاری میان فعالان بازار میتواند اعتماد عمومی را افزایش دهد، ابهامات قانونی را کاهش دهد و به تثبیت فناوریهای نوظهور کمک کند.
جمعبندی: مسئله اصلی این نیست که همکاری کنیم یا رقابت؛ بلکه باید بدانیم کجا، با چه کسانی و تا چه اندازه همکاری به نفع کسبوکار ماست. استراتژی موفق، همزمان از منافع مشترک بهره میبرد و از مزیتهای رقابتی سازمان محافظت میکند.
منبع: Harvard Business Review (HBR)

