نقاط کور مدیران وقتی سازمان فقط آنچه را میخواهید بشنوید به شما میگوید
مدیران معمولا بهدلیل کمبود اطلاعات تصمیم اشتباه نمیگیرند؛ مشکل زمانی ایجاد میشود که اطلاعات پیش از رسیدن به آنها، در لایههای مختلف سازمان فیلتر و تفسیر شده باشد.
در بسیاری از سازمانها، کارکنان بهتدریج یاد میگیرند مدیر چه نوع اطلاعاتی را میپسندد، چه چیزهایی او را نگران میکند و چه پاسخهایی برایش قابل قبولتر است. نتیجه این میشود که مدیر بهجای مشاهده واقعیت، نسخهای گزینششده از آن را میبیند؛ نسخهای که ممکن است بسیار منطقی و امیدوارکننده به نظر برسد، اما بخشهایی از واقعیت در آن حذف شده باشد.
خطر اصلی، اعتماد بیش از حد به همان چیزی است که میبینیم و میشنویم. گاهی نشانههای هشدار از همان ابتدا وجود دارند، اما چون با برداشت و انتظار ما همخوان نیستند، نادیده گرفته میشوند.
برای کاهش این نقاط کور، مدیر به اطلاعات بیشتر لزوما نیاز ندارد؛ بلکه به دیدگاههای متفاوت نیاز دارد. افرادی که بتوانند بدون ترس، فرضیات مدیر را به چالش بکشند و چیزهایی را ببینند که او نمیبیند.
در این مسیر، چهار نوع رابطه میتواند به تصمیمگیری بهتر کمک کند:
- همپیمانان کسانی که حتی شنیدن خبرهای ناخوشایند را از آنها میتوان انتظار داشت.
- حامیان افرادی که اطلاعات و بینش ارزشمند دارند، حتی اگر همیشه مدیر را به چالش نکشند.
- رقبا کسانی که نقاط ضعف تصمیمها و رویکردها را آشکار میکنند.
- مخالفان افرادی با دیدگاه متفاوت که میتوانند بخشهایی از واقعیت را نشان دهند که در نگاه اول دیده نمیشود.
نکته کلیدی برای مدیران
ممکن است در مورد چیزی که میبینید کاملا درست قضاوت کنید، اما همچنان تمام تصویر را نبینید. رهبری مؤثر فقط به معنای داشتن پاسخهای درست نیست؛ بلکه به معنای ایجاد فضایی است که در آن دیگران بتوانند واقعیتهای ناخوشایند، دیدگاههای متفاوت و نشانههای هشدار را نیز بدون ترس مطرح کنند.
گاهی بهترین سؤال یک مدیر این نیست که «چه خبر؟»، بلکه این است:
چه چیزی را نمیبینم؟ چه کسی ممکن است چیزی بداند که من نمیدانم؟ و چه کسی جرئت دارد نظر من را به چالش بکشد؟
منبع Fast Company


