در دنیای امروز که سازمانها با عدمقطعیت، تحولات فناوری، فشارهای اقتصادی و تغییرات مداوم روبهرو هستند، یکی از مهمترین وظایف رهبران سازمانی، ایجاد امید در میان کارکنان است. اما امید با خوشبینی کورکورانه یا شعارهای انگیزشی تفاوت دارد.
امید زمانی الهامبخش میشود که بر واقعیتهای سازمان استوار باشد.
بسیاری از مدیران تصور میکنند ارائه یک چشمانداز جذاب از آینده برای ایجاد انگیزه در کارکنان کافی است. در حالی که تجربه نشان میدهد کارکنان تنها زمانی برای تحقق یک هدف انرژی و تلاش صرف میکنند که آن هدف را دستیافتنی و قابل تحقق بدانند. اگر فاصله میان وعدههای مدیران و واقعیتهای موجود بیش از حد باشد، امید جای خود را به بیاعتمادی خواهد داد.
امید چیست و چه تفاوتی با خوشبینی دارد؟
امید یک نیروی انگیزشی هدفمحور است که میان اقدامات امروز و نتایج مطلوب آینده ارتباط برقرار میکند. به بیان دیگر، امید به افراد این احساس را میدهد که تلاشهای فعلی آنها میتواند شرایط بهتری را در آینده رقم بزند.
خوشبینی صرفاً انتظار وقوع اتفاقات خوب است؛ اما امید شامل باور به امکان تأثیرگذاری و حرکت در مسیر رسیدن به آن آینده مطلوب است. به همین دلیل، امید در سازمانها به مراتب قدرتمندتر از پیامهای صرفاً مثبتاندیشانه عمل میکند.
سه اشتباه رایج مدیران در ایجاد امید:
1- وعدههای بزرگ بدون پشتوانه
زمانی که مدیران آیندهای درخشان را ترسیم میکنند اما منابع، زیرساختها یا برنامه مشخصی برای تحقق آن وجود ندارد، کارکنان به تدریج اعتماد خود را از دست میدهند.
2- نادیده گرفتن واقعیتهای موجود
کارکنان مشکلات، محدودیتها و چالشهای سازمان را بهخوبی میبینند. اگر مدیران فقط از موفقیتهای آینده صحبت کنند و درباره موانع فعلی سکوت کنند، پیام آنها غیرواقعی به نظر میرسد.
3- ایجاد امید یکسان برای همه
سطح امید در بخشهای مختلف سازمان یکسان نیست. تیمی که تحت فشار شدید قرار دارد یا با کمبود منابع مواجه است، به رویکرد متفاوتی نسبت به تیمهای موفق و باانگیزه نیاز دارد.
مدیران چگونه میتوانند امید واقعی ایجاد کنند؟
1- درباره چالشهای موجود صادقانه صحبت کنند.
2- اهداف بلندمدت را به گامهای کوتاهمدت و قابل دستیابی تقسیم کنند.
3- پیشرفتهای کوچک را به رسمیت بشناسند و برجسته کنند.
4- به کارکنان نشان دهند که نقش و تلاش آنها چگونه بر آینده سازمان اثر میگذارد.
5- میان چشمانداز آینده و توانمندیهای واقعی سازمان ارتباط برقرار کنند.
جمعبندی
رهبران موفق فقط از آیندهای بهتر سخن نمیگویند؛ آنها مسیر رسیدن به آن آینده را نیز برای کارکنان روشن میکنند. امید زمانی به یک مزیت مدیریتی تبدیل میشود که کارکنان باور داشته باشند اهداف سازمان دستیافتنی است و تلاش امروز آنها میتواند آیندهای متفاوت بسازد. در غیر این صورت، چشماندازهای بزرگ و شعارهای انگیزشی نهتنها الهامبخش نخواهند بود، بلکه به کاهش اعتماد و مشارکت کارکنان منجر میشوند.
منبع: Harvard Business Review


