یادداشت پنجم : از مشاور مدیریت چه بخواهیم
امیر شهسوار جلاوت عضو هیات مدیره شركت شهرک های صنعتی آذربایجان شرقی
سوابق فراوانی از مأموریتهای موفقیتآمیز وجود دارد که توسط برخی از بهترین مشاورهای مدیریتی جهان انجامشده است تا شرکتهایی را که در معرض ورشکستگی قرار دارند، نجات یابند، یا به شرکتهای قدیمی جان تازهای بدهند. آنها شهرتی ایجاد کردهاند که نشان میدهد برخی از شرکتهای مشاوره میتوانند تقریباً هر مشکل مدیریتی را حل کنند و البته این اغراقآمیز است چون موقعیتهایی وجود دارد که هیچکس نمیتواند کمک کند و حتی اگر کمک هم ممکن باشد، انتظار معجزه از مشاوران، غیرواقعی و غیرمنصفانه خواهد بود.
همچنین هرگز نباید از مشاور انتظار داشت که مشکلی را از مشتری به روی دوش خود او بگذارد. حضور و مداخله مشاور ممکن است تسکین قابلتوجهی را برای یک مشتری ایجاد کند، اما مشتری را از مسئولیت ذاتی مدیریتی در قبال تصمیمات و پیامدهای آن رها نمیکند. اگر یک مشاور موافقت کند که کسبوکار مشتری را اداره کند و از طرف او تصمیم بگیرد (همانطور که گاهی اوقات اتفاق میافتد)، دیگر مشاوره برای آن فعالیت و آن دوره زمانی محسوب نخواهد شد. همانطور که قبلاً ذکر شد، مشاوره نباید یک حرفه تماموقت باشد. اگر سایر معیارهای حرفهای برآورده شوند، مهم نیست که مشاور اساساً (در بیشتر اوقات) یک استاد دانشکده بازرگانی، یک محقق، یک مدیر بازنشسته یا هر نوع فعال دیگری باشد. همچنین، اگر کیفیت و استقلال مشاور تضمین شود، مشاوره لازم نیست یک خدمات خارجی باشد.
در مورد ویژگیهای اساسی مشاوره مدیریت تعریف زیر ارائه میشود. مشاوره مدیریت یک خدمات مشاوره حرفهای مستقلی است که به مدیران و سازمانها برای دستیابی به اهداف سازمانی از طریق شناسایی و استفاده از فرصتهای جدید، افزایش یادگیری و اجرای تغییرات به حل مشکلات مدیریتی و تجاری کمک میکند.در تعریف فوق ویژگیهای خاصی که برای همه مشاورهها مشترک نیستند، حذفشده است، مانند خدمات “خارجی” یا خدمات توسط افراد ” آموزشدیده”و برعکس، این تعریف ما شامل اهداف اساسی یا کلی از مشاوره است که در بخش بعدی موردبحث قرار میگیرد.
پنج هدف کلی استفاده از مشاوران
اگر مدیری نیاز به کمک یک متخصص مستقل را احساس نماید و احساس کند که مشاور، منبع مناسبی برای این کمک خواهد بود، ممکن است به مشاور مراجعه کند. اما در مورد چه نوع کمکی صحبت میشود؟ هدف از استفاده از مشاور چه میتواند باشد؟
اهداف مشاوره را میتوان از چندین نگاه و به طرق مختلف توصیف کرد. اجازه دهید ابتدا پنج هدف کلی که مشتریان در استفاده از مشاوران دنبال میکنند، صرفنظر از حوزه مداخله و روش مداخله خاص مورداستفاده، نگاهی بیندازیم (شکل
1- دستیابی به اهداف و اهداف سازمانی؛
2-حل مشکلات مدیریت و کسبوکار؛
3- شناسایی و استفاده از فرصتهای جدید؛
4- تقویت یادگیری؛
5- اجرای تغییرات؛
هر یک از موارد اعلامی نیازمند توضیحات تكمیلی است كه می تواند مورد بحث ما در یادداشت های بعدی باشد .مشاور ممکن است هم در مورد روشها و تکنیکهای خاصی که در حال تغییر هستند و هم در مورد نحوه برخورد در روابط بین افراد، تعارضات، انگیزه، تیم سازی و سایر مسائل در زمینه رفتار سازمانی و انسانی مشاوره ارائه دهد. وزنی که به مهارتهای رفتاری داده میشود و در تکالیفی که تغییر فشار زیادی بر افراد وارد میکند، مقاومت در برابر تغییر را میتوان انتظار داشت و مدیریت احساس میکند که مهارتهای مدیریت برای تغییر ناکافی است. علاوه بر مهارتهای رفتاری که گاهی اوقات بهعنوان مهارتهای «نرم» شناخته میشوند، مشاور ممکن است در زمینه مهارتهای «سخت» نیز کمک کند: از جمله برنامهریزی مؤثر تغییر، ترتیب دهی، هماهنگی، بازتعریف ساختارها، مسئولیتها و روابط، تخصیص مجدد منابع، تنظیم سیستمهای ضبط و کنترل، جلوگیری از شکافها و بینظمیهای ناشی از نظارت ضعیف بر عملیات تغییر، اطمینان از انتقال آرام از ترتیبات کاری قدیمی به جدید، هزینه پروژه و اندازهگیری نتایج و غیره.باشد .



